نگرشی بر تاریخ از دیدگاه قرآن 3 تاریخ علمی
تاريخ علمي
فصل اول
چند سوال بر ای تنویر افکار در جهت فهم مطلب
رابطه تاريخ علمي و تاريخ نقلي چگونه است ؟
قانونمندي جامعه به چه چيز بستگي دارد ؟
ماترياليسم تاريخي رابطه اصالت و قانونمندي جامعه بر اساس اصل عليت و آزادي شخصي را چگونه طرح مي كند ؟
چگونه مي توان در رابطه جامعه و فرد به اصل آزادي و عليت معتقد شد ؟
نظر قرآن در رابطه فرد و جامعه چگونه است ؟
تاريخ علمي مبتني بر اين است كه اولا آيا جامعه مستقل از افراد اصالت و شخصيت دارد . اگر جامعه مستقل از افراد اصالت نداشته باشد جز افراد و قوانين حاكم بر آنها چيزي وجود نخواهد داشت و در نتيجه تاريخ علمي كه علم به قواعد و سنن حاكم بر جامعه هاست بلا موضوع است بنابر اين قانون داشتن تاريخ فرع بر اصالت داشتن جامعه است
چند مسئله در مورد تاريخ علمي بايد مورد توجه قرار گيرد كه عبارت است از :
تاريخ علمي متكي به تاريخ نقلي است و تاريخ نقلي به منزله مواد است براي لابراتوار تاريخ علمي و در صورتي مي توان قوانينبراي جامعه ها داشت كه تاريخ نقلي آنها معتبر باشد .
فرضا تاريخ نقلي معتبر و قابل اعتقاد باشد و فرضا جامعه شخصيت مستقل از افراد داشته باشد استنباط قوانين و قواعد كلي از وقايع و حوادث تاريخي موقوف به اين است كه قانون «عليت » ( رابطه علي و معلولي) در حوزه مسائل انساني يعني مسائل وابسته به اراده و اختيار انسان و از آن جمله حوادث تاريخي حكمفرما باشد
اگر اصل عليت بر تاريخ حكمفرما باشد، لازمه اش اين است كه وقوع هر حادثه اي در ظرف خودش حتمي و اجتناب ناپذير بوده باشد يعني يك نوع ‹ جبر › بر تاريخ و بر انسان حكمفرما باشد كه اين با تكليف و آزادي انسان ناسازگار است.بدين ترتيب هيچ فردي نه استحقاق تمجيد و ستايش دارد و نه ملامت و نكوهش را دارد.
در پاسخ به اين مهم برخي به اصل عليت گراييده و اصل آزادي و اختيار را انكار كرده اند و آنچه به نام آزادي پذيرفته اند در حقيقت آزادي نيست و برخي ديگر برعكس اصل آزادي را پذيرفته و قانونمندي تاريخ را نفي نموده اند .
اكثر جامعه شناسان اصل عليت و آزادي را غير قابل جمع دانسته اند و به عليت گراييده و آزادي را نفي كرده اند .
اصل سخن در رابطه انسان با شرايط تاريخي است كه آيا انسان حاكم بر شرايط تاريخي است و مي تواند به آنها جهت بدهد و يا جهت آنها را تغيير دهد و يا نه ؟ اگر انسان قادر نيست كه به تاريخ جهت بدهد و يا جهت آن را تغيير بدهد .و اگر در جهت تاريخ قرار گيرد آيا مي تواند به بقاي خود ادامه دهد و بلكه تكامل يابد يا نه و آيا گر در جهت خلاف تاريخ قرار گيرد نابود مي شود .
اين پرسش مطرح است كه آيا انسان در قرار گرفتن و قرار نگرفتن در جهت تاريخ آزاد است يا مجبور ؟ و آيا بنابر اصل تقدم جامعه بر فرد و اينكه وجدان و احساس فرد يكسره ساخته شرايط اجتماعي و تاريخي مخصوصا شرايط اقتصادي است جايي براي آزادي انسان باقي ميماند يا نه ؟
پاسخ اين سوالات با توجه به نظريه ماديت جبري تاريخ شرايط اجتماعي مادي محدود كننده انسان و جهت دهنده به اوست و وجدان و شخصيت و اراده و انتخاب اوست و او در مقابل شرايط اجتماعي جز يك ظرف خالي و يك ماده خام محض نيست انسان ساخته شرايط است نه شرايط ساخته انسان . شرايط پيشين مسير بعدي انسان را تعيين ميكند نه انسان مسير آينده و شرايط راه .
بنابر اين نظريه كه «آزادي را آگاهي بر ضرورت ميداند» آزادي بهيچوجه معنا و مفهوم پيدا نمي كند زيرا انسان در جامعه مانند فردي است كه در يك سيل بنيان كن قرار گرفته و آگاهي كامل دارد كه ساعتي بعد سيل او را تا اعماق دريا فرو خواهد برد . همانطور كه فردي در سيل تابع جريان رودخانه است و جريان رودخانه حوادث آينده او را مشخص مي كند و آگاهي او بر ضرورت جريان رودخانه تاثيري در سرنوشت محكوم او ندارد فرد در جامعه هم همين سرنوشت را دارد .
حقيقت اين است كه آزادي انساني در كنار قانون عليت در جامعه با نظريه فطرت معني مي يابد . يعني اينكه انسان در مسير حركت جوهري عمومي جهان با بعدي علاوه بر جهان مي آيد و پايه اولي شخصيت او را همان بعد مي سازد و سپس تحت تاثير عوامل محيط تكميل ميشود و پرورش مي يابد.
اين بعد وجودي است كه به انسان شخصيت انساني جداي از جامعه ميدهد كه گرچه در جامعه است در او حل نمي گردد و اين فطرت به انسان نوعي حريت و امكان و آزادي مي دهد كه او را بر عصيان در برابر فشارهاي اجتماع توانا ميسازد .
بنابر اين است كه در رابطه فرد و جامعه نوعي « امر بين الامرين » حكفرماست يعني در عين حال كه فرد در جامعه حل نمي گردد و حركت و رفتار و انتخاب انسان علت و باعث تغيير اوضاع و احوال اجتماعي است چنانچه قرآن در سوره الرعد آيه 11 مي فرمايد .
« ان الله لا يغيير ما بقومهم حتي بغيير وا ما بانفسهم »
ما سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهيم جز اينكه خودشان در نفسشان تغيير ايجاد كنند .
اين آيه و آيات ديگر دلالت دارد بر اينكه اولا تغيير هر نعمتي به علتي بستگي دارد . ثانيا در عين حال علت تغيير نعمت و يا تغيير شرايط اجتماعي را به انتخاب و گرايش و تغيير نفس و درون افراد متكي ميداند كه نشان از آزادي بشر در برابر حوادث و وقايع اجتماعي است .
و از طرفي ديگر تعليمات قرآن يكسره بر اساس مسئوليت است و مسئوليت خود و مسئوليت جامعه ( امر به معروف و نهي از منكر دستور طغيان فرد بر عليه فساد افراد ديگر و جامعه است و يا قصص و حكايات قرآن غالبا متضمن عنصر طغيان و عصيان فرد (مثل حضرت موسي (ع) .وابراهيم (ع) وعيسي (ع) رسول اكرم (ص) و اصحاب كهف و مومن آل فرعون و 0000 )در برابر محيط و جوهاي فساد اجتماعي است.
خلاصه درس :
تاريخ علمي مبيتي بر قانون داشتن جامعه است و اين امر مبتني بر اصالت داشتن جامعه است .
- براي يقانونمند بودن جاتمعه بايد اصل علي معلولي بر جامعه حاكم باشد.
- در نگاه اول اصل عليت با اصل آزادي انسان سازگار نيست بنابر اين برخي اصل عليت را پذيرفته و اصل آزادي انسان را نفي كرده اند 0
بنا بر نظريه ماديت تاريخ ، انسان تابع شرايط اجتماعي مادي خود است و آزادي انسان به معناي آگاهي بر اين شرايط است .
آزادي انسان در كنار قانون عليت با نظريه فطرت ( ويژگيهاي خاص انساني ) قابل حل است .
بنابر اين بعد وجودي ( فطر” ) گرجه انسان در جامعه است و از آن تاثير مي پذيرد و همچنين تاثير مي گذارد ولي در او حل نمي گردد .
قرآن معتقد است كه تغيير و دگرگوني در نفس انسانها باعث تغيير و دگرگوني اجتماع آنها مي گردد . بنابر اين نه تنها انسان تابع جامعه نيست بلكه كاملا مستقل و آزاد از جامعه عمل مي كند .
تعليمات قرآن يكسره بر اساس مسئوليت است و امر به معروف و نهي از منكر و عملكرد انبياء و اولياء الهي در قصص وحكايات قرآن بارزترين و نمونه دخالت و مسئوليت فرد در جامعه است .
تاريخ علمي قرآن
در بحث انواع تاريخ بيان شد كه تاريخ علمي يعني علم به قواعد و سنن حاكم بر جوامع و زندگي گذشتگان كه از مطالعه و بررسي و تحليل حوادث و وقايع گذشته بدست مي آيد و از ويژگيهاي اين سنن است كه قابل تعميم به حال و آينده هست و اين جهت تاريخ علمي سودمند است . از اين رو قرآن كريم بعد از نقل داستانها و قصه هاي گذشتگان او انسانها خواسته است كه با ابزار علم و تفكر و تعقل و خرد به بررسي اين حوادث بپردازد تا اينكه به همين بخش يعني سنن حاكم بر جوامع انساني برسند و را سعادت را از شقاوت باز شناسند و در جهت اصلا ح خود كوشش كنند .
خداي تبارك و تعالي در قرآن كريم علاوه بر اين كه بشر را با عقل خود به دنبال درك اين مهم فرستاده است كه راه و روش صحيح زندگي و سنتهاي حاكم بر او را دست آورد ولي چون اين امر بسيار سخت و پر مشقت و طولاني است و در صورت خطا جبران ناپذير است و احيانا براي كثيري از انسانها محال مي باشد . خود از در لطف برآمده و بسياري از سنتهاي حاكم بر جوامع را بطور اجمال يا تفصيل بيان فرموده است و اين لطفي مضاعف بر بشر است.
سنن الهي
يكي از معاني كلمه‹ سنت › راه و روش و رفتار و شيوه اي است كه استمرار داشته باشد اين واژه به همين معنا در زبان عربي و در قرآن كريم در مورد انسان و هم در مورد خداي متعال بكار رفته است.
در قرآن به تعابيري مانند ( سنته الله ) و (سنتنا) و ( سنت ) برم ي خوريم و هم به تعابيري مانند ( سنته الاولين )و( سنت من قد ارسلنا من رسلنا )و( سنن الذين من قبلكم ) اين امر نبايد موجب اشتباه و توهم شود كه دو نوع سنت وجود دارد يكي سنت خداي متعال و يكي سنت ديگران . در واقع يك سنت مي تواند از لحاظ نسبتش به فاعل ( خداي متعال )و از لحاظ نسبتش با قابل ( انسانها )اضافه گردد .
علاوه بر اين وقتي كه سخن از يك سنت الهي مي كنيم مراد اين نيست كه اين فعل و يا سنت خاص مستقيما بي واسطه از خداي متعال صادر مي شود بلكه ممكن است اسباب و وسايل بسياري اعم از طبيعي و عادي و يا فوق طبيعي و غيبي در كار آمده باشد و در عين حال فعل به خداي متعال منسوب شود و خداي متعال براي اينكه بينش و گرايش الهي و توحيدي ما تقويت كند و تحكيم كند در قرآن كريم افعال و انفعالات و كنشها و واكنشهاي مادي و طبيعي را هم به خود نسبت مي دهد . بعبارت ديگر خداوند عمدا مي خواهد چشم ظاهر بين انسان را از اين وسايل ظاهري جدا سازد و به اعماق اين رفتارها ببرد كه «لا موثر في الوجود الا الله »همه را در مسير پرستش خود كه يگانه خط سير حق در قرآن كريم است بيندازد . و انسانها را از اين طريق به صراط مستقيم كه همانا اطاعت و عبادت خداي سبحان است برساند و اين سنن الهي نفي علل نيست بلكه خداوند افعال خويش را از طريق علل و معاليل در گستره هستي به انجام مي رساند و حتي مي توان گفت كه آياتي مانند « يهدي من يشاء و يضل من يشاء » كه بعضي از آن استفاده جبريت نموده اند اينگونه نبوده بلكه اين آيه و امثال آن نشان دهند موثر واقعي در هستي است كه همانا خداي متعال مي باشد .
دسته بندي سنن الهي
سنتهاي الهي را در تقسيم اوليه به دو قسم مي توان تقسيم نمود يكي سنتهاي اخروي است مثل زندگي جاوداني و ابدي انسانها در آن جهان – كيفر و پاداش اخروي اعمال – سنت عمل و عكس العمل( سوره انعام آيه 146) – سنت مرگ و اجل و عدم تاخير و تقديم آن( سوره يونس آيه 49)
ديگر سنتهاي دنيوي كه مربوط به زندگي اين جهاني آدميان است و اين سنتهاي دنيوي به نوبه خود بر دو قسم تقسيم مي پذيرد – الف سنتهاي دنيوي كه اختصاص به رفتارهاي فردي دارند و ديگري سنتهايي كه اختصاص به رفتارهاي اجتماعي دارند و يا رفتارهاي فردي و اجتماعي هر دو را در بر مي گيرد و اينگونه سنتها به دو دسته عمد تقسيم مي گردند. سنتهاي مطلق و سنتهاي مقيد و مشروط
الف – سنتهاي مطلق :
از ديدگاه اسلامي هدف از آفرينش انسان اين است كه او نبا افعال اختيار ي خودش به كمال برسد كه از اين ديدگاه هدف نهايي همان تقرب به خداي متعال و كسب رضاي و عبوديت و بندگي اوست . خداي متعال براي اينكه انسانها را به اين هدف نزديكتر سازد وسايل تحقق آنها را فراهم سازد سنتهاي مطلقي دارد كه عبارتند از :
هدايت تكويني :
قرآن كريم در آيات متعددي و از جمله در آيه 50 سوره طه به اين امر اشاره دارد و مي فرمايد (( ربنا الذي اعطي كل شي خلقه و ثم هدي )) . يا در سوره بلد در آيه 10 مي فرمايد ((و هدينا ه النجدين ))و اين هدايت در انسانها به واسطه عقلي است كه به آنها اعطي نموده است كه بوسيله آن حقايق را دريابند و خوب و بد را از هم تمييز دهند 0
سنت تشريعي :
آنچه از قرآن كريم و روايات معصومين (ع) استفاده ميشود و مورد تائيد شواهد تاريخي است بعثت انبياء و بسوي جوامع بوده است تا آنها را برحسب راههاي عادي تا آنجا كه مقدور اوست و يا از طريق وحي الهي راهنمايي و ارشاد نمايند .
اين امر را قرآن كريم در آيه 47 سوره يونس (و لكل امه رسول)و در آيه 36 سوره نحل ( ولقد بعثنا في كل امه رسولا ان اعبدوالله و اجتنبوالطالغوت) اشاره فرموده است.
سنت آزمايش :
براي اينكه سنت آزمايش كه علاوه بر اينكه جنبه اجتماعي و فردي دارد تحقق يابد بايد زمينه ارتكاب افعال و انتخاب راه و روش براي انسانها فراهم گردد و چيزهايي در دسترس آنها قرار گيرد كه بوسيله آنها آزموده شوند كه اين ابزارها و وسيله ها هم چيزهايي است كه مورد پسند و خوشايند انسانهاست و هم چيزهايي است كه آدميان آنها را نمي پسندند و خوش نمي دارند به ديگر سخن براي تحقق آزمايش همواره بايد خوشي ها و لذاتت و ناخوشي ها و آلامي وجود داشته باشد تا وسيله آزمايش انسانها گرد د. بدين ترتيب انسانها موظفند كه از بعضي از خوشي ها و صرف نظر كنند و براي پاره اي از ناخوشي ها صبر و شكيبايي ورزند و بدين ترتيب آزموده مي شوند . پس وجود خوشي ها و لذات و نيز ناخوشي ها و آلام در زندگي دنيوي يكي اصل است و در متن تدبير الهي لحاظ شده است و چنين نيست كه اصل بر اين بوده است كه همه انسانها در دنيا خوش و خرم باشند و يك سلسله علل عارضي موجب پديد آمدن ناخوشي ها و ناكامي ها شده است .
و يا اصل بر اين بوده است كه انسا نها همه ناخوش و قرين درد و رنج باشند و يك رشته عوامل عزضي سبب پديد آمدن خوشي ها وئ كاميابي ها شده است بعضي از آياتي كه در باره سنت آزمايش سخن مي گويي به اين قرار است .
آيه 155 سوره بقرة مي فرمايد.
( قطعا همه شما را با چيزي از ترس، گرسنگي . و كاهش در مالها و جانها و ميوه ها آزمايش مي كنيم )
و در آيه 214 سوره بقره مي فرمايد :
آيا گمان كرديد داخل بهشت مي شويد . بي آنكه حوادثي همچون حوادث گذشتگان به شما برسد ؟ همانان كه گرفتاري ها و ناراحتي ها به آنها رسيد . و آنچنان ناراحت شدند كه پيامبر و افرادي كه به او ايمان آورده بودند ،گفتند : « پس ياري خدا كي خواهد آمد ؟ ( در اين هنگام ، تقاضاي ياري از او كردند و به آنها گفته شده : ) آگاه باشيد ، ياري خدا نزديك است ،
( شما را براي آزمايش به خوبي و بدي دچار مي كنيم / انبياء / 35 )
( در دارائي ها و جانها يقينا آزموده مي شويد/ آل عمران / 186 )
آيا مردم گمانم كردند همين كه بگويند : ( ايمان آورديم ) به حال خود رها مي شوند و آزمايش نخواهند شد ؟ ما كساني را كه پيش از آنان بودند آزموديم ( و اينها را نيز امتحان مي كنيم ) عنكبوت / 2. 3 ) 0000000000000صفحه 68 جزوه )
از بررسي مجموع اين آيات نتيجه مي گيريم كه اولا سنت آزمايش هم در امور فردي جريان دارد و هم در امور اجتماعي ثانيا هيچ فرد يا جامعه اي از آزموره شدن گريزي ندارد ثالثا وسايل آزمايش عبارتند از خيرات و فرزندان و شرور مانند كاهش يافتن اموال و نفوس ميوه ها تنگدستي سختي - گرسنگي و ترس بنابر اين امور خوب و بد بايد هميشه كمابيش وجود داشته باشند. رابعا به واسطه آزمايش صابران و صادقان از مدعيان دروغين ايمان و جهاد و صبر و صدق متمايز و ممتاز مي شوند .
البته مي توان اين خواست خداي متعال كه انسانها كما بيش دچار كمبود نعمتهاي مادي و دنيوي باشند و با سختيها و دشواريها مواجه گرديد يك سنت در امتداد سنت هدايت توسط انبياء دانست زيرا اگر هم آدميان از نعمت كامل برخوردار مي بودند و با فراخ دستي و آسودگي روزگار مي گذراندند و يا دستخوش غفلت غرور و طغيان مي شدند .بنابراين ابتلاءبه كمبود و شد ا يد و مشكلات هم شخص مبتلا را متنبه مي سازد و هم موجب عبرت سايرين مي شود و هم زمينه آزمايش شخص مبتلا و ديگران را فراهم نمي كند . پس همين كه عده هاي گاهي مبتلا به بلا مي شود وعده هاي نمي شوند. زمينه عبرت گيري فراهم مي آيد .
چنانچه قرآن در سوره شوري آيه 27 مي فرمايد .
( اگر خداي متعال روزي بندگانش را گشايش مي داد در زمين سركشي مي كدند ولي به اندازه اي كه خود مي خواهد روزيها را فرو مي فرستند )
ب- سنتهاي مقيد و مشروط
پس از انكه انبياء الهي پيام و دعوت خداي متعال را به گوش انسانها رساندند و تا آنجا كه مقدورشان بود در هدايت آنان سعي كردند و نيز زمينه و وسايل آدميان فراهم و مهيا گشت كه مردم به اختيار خود راه حق و خير و باطل و شر را در پيش گيرند اين موضعگيريها ي خوب و بد مردم در قبال تعاليم و احكام الهي سبب روي نمودن يك سلسله از سنتهاي الهي ديگر مي شود كه از اين رو معلول رفتار مردمند يا به تعبيري ديگر مقيد و مشروط به كارهاي آنان است. ( سنتهاي مشروط و مقيد ) نام مي گيرند .
سنت امداد :
عاليترين و كاملترين سنتي كه خداي متعال در پي اعمال انسانها اعمال مي كند . سنت امداد است بدين معنا كه خداي متعال هم كساني را كه طالب دنيا و كمالات مادي و دنيوي باشند و در راه باطل و شر گام گذارند ياري و كمك مي كند و هم كساني كه خواستار آخرت و كمالات معنوي و اخروي باشند و در طريق حق و خير گام مي نهند يعني وسايل پيشرفت و نيل به هدف را براي هر دو دسته فراهم سازد .
اينكه سنت امداد اگكر چه براي همه انسانها است اعم از اهل حق و اهل باطل جريان دارد از سنتهاي مقيد و مشروط دانستيم . بدين دليل است كه مسبوق به رفتار آدميان است تعني ابتدا انسانها اراده دنيا و آخرت مي نمايند و در راه خود به كوششها و تلاشها دست مي زنند آنگاه امداد الهي به آنان مي دسد برخلاف دو سنت « هدايت » اوسط انبياء و آزمايش كه مسبوق به افعال انسانها نيستند يعني مردم چه بخواهندو چه نخواهند هم مورد تبليغ و ارشاد انبياء واقع مي شوند و هم مورد امتحان و ابتلاي الهي قرار مي گيرند . بعضي از آيات كه بر سنت امداد دلالت دارد به قرار زير است . قرآن كريم در آيه 18 – 20 سوره اسراء مي فرمايد :
هركه دنياي گذران را مي خو.اهد در اين دنياي زودگذر به او و هركه
آيه 20 سوره شورا
ايه 15- 16 سوره هود
نكته شايان توجه در اين آيات اين است كه بر طبق آنها امدادهاي الهي به جويندگان دنيا محدود به حدودي است ( به تعابيري از قبيل ‹ماشاء - آنچه بخواهيم › و ‹ لمن يزيد – براي كسي كه اراده كنيم ›)در حاليكه امدادهايي كه به طالبان آخرت ميشود حد و مرزي ندارد . باز به تعابيري مانند ( ‹و كان سعيهم مشكورا يعني به سعيشان پاداش داده مي شود .‹ و نزد له فر حرثه – در كشتش مي افزاييم ›)توجه كنيداين معني را مي رساند كه به آخرت بيش از آنچه ميخواهند ميدهند و خداي متعال شاكر و سپاسگذار آنان اسن و اين شكر وسپاس الهي امري است مه هيچ پاداش با آن قابل مقايسه نيست بعبارت ديگر سبب اينكه ميلها و اواء اهل دنيا متزاحم و معارض است و بر آوردن همه آنهانه ممكن و مقدور است و نه موافق مصلحت و حكمت ولي خواستهاي اهل آخرت تزاحم و تعارض نمي يابدو همه آنان مي توانند كه به هزچه مي خواهند مي رسند مشروط به انيكه از هيچ كوششي براي تحصيل معرفت هرچه بيشتر فرو گذار نكند ،
خلاصه درس
از ويژگيهاي تاريخ علمي اين است كه قوانين حاكم بر جوامع را از گذشته به حال و آينده تعميم مي دهد .
- يك سنت واحد مي تواند از لحاظ نسبتش با فاعل به خداي متعال و از لحاظ نسبتش با قابل به انسانها اضافه گردد .
سنتهاي مطلق – سنتهايي است كه بدون توجه به فعل انسان از سوي خداوند جهت هدايت انسانها جاري است .-
- لازمه سنت آزمايش آزادي انسان و وجود خيرات است .
سنتهاي مقيد – سنتهايي هستند كه بعد از رسيدن پيام الهي و موضع گيري مردم در برابر تعاليم و احكام الهي از سوي خداوند جريان مي يابند .
سنت امداد –خداي متعال همه كساني را كه طالب دنيا و كمالات مادي و دنيوي باشند و هم كساني كه خواستار آخرت و كمالات معنوي و اخروي باشند ياري و كمك كي كند .
البته امداد الهي به جويندگان دنيا محدود به حدودي است ولي در مورد جويندگان آخرت پيش از آنچه مي خواهند مي باشد .
اصالت جامعه يا فرد – ر –ك – به جامعه و تاريخ شهيد مطهري ص
- همان ص 69
ماتريالست تاريخي رجوع كنيد به جامعه تاريخ شهيد مطهري ص 70 - 69
همان ص162
آياتي مانند آيه 97 سوره نساء و يا آيه 105 سوره مائده دلالت بر اين امر دارد
